۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه
حکومت اسلامی رویایی ترین حکومت
۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه
۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه
چه ماه رمضونی! دعای آغا رو هم پخش نکردن!
پروردگارا، حکومت اسلام و حکومت قرآن را روز به روز در این کشور پابرجاتر و مستحکم تر بفرما! الهی آمین
حیف دعا به این قشنگی نبود؟
احتمالا عزتی عوارض دعاهای آغا رو دیده گفته اگه امسال هم پخشش کنیم دیگه چیزی از اسلام و قرآن نمی مونه.
خوشا فریاد زیر آب – خاطرات یک اعدامی
ببرش بهشت حاج کریم!
یه لحظه تمام خاطرات تلخ اون 2 ماه آخر اومد تو ذهن منصور؛ یاد ساعتها معلق بودن از پا افتاد، یاد خنده شیطانی دکتر و شل کردن زنجیر و آب جوش و فریادهای بی صدای زیر آب ؛
نه دیگه نه اینبار صحبت از آویزون کردن ناموسمه تو بهشت!.
ضعیف و با هق هق گفت : باشه قبول میکنم.
و باز همان خنده شیطانی دکتر را دید . عوضش 3 ماه از حبست رو کم می کنیم. زنرو ول کن حاج کریم.
چشماشو بستن و بردن تو یه اتاق تو قسمت ممنوعه جایی که سردارا معمولن میرن اونجا .
حاملش نکردی من میدونم و فاطی (زن منصور) ، صدای آشنای سردار ر. بود چند بار تو تلویزیون شنیده بود صداشو.
چشم بندشو برداشتن و جوانکی رو دید که چند روز پیش همراه 200 – 300 تا دیگه آورده بودن ، آش و لاش.
یه لحظه یاد آب جوش و فاطی و سردار و آزادی افتاد و شروع کرد اما خودش بیشتر گریه میکرد.
چند روز کارش همین شده بود دیگه داشت فاطی و بچه ها رو فراموش میکرد همش اتاق بود و یه جوون دیگه و بهشت!
این اواخر دیگه خیلی با سردار رفیق شده بود بهش میگفت چرا از این دخترکا به ما نمیرسه و یه روز جریمه شده بود نه جوونی و نه بهشتی!
تو همین فکرا بود که قاضی حکمشو داد ، اعدام به خاطر جنایت تو کهریزک.
یه لحظه زمین و زمان جلوی چشاش چرخید یاد ناله های پسر جوونی افتاد که بهش گفته بود اینا بهت رحم نمی کنن چرا گولشونو خوردی؟ یاد موقعی افتاد که با غرور جلوی بازجو سرشو گرفته بود بالا و گفته بود من سالار خاک سفیدم! نه از بهشتتون میترسم نه از دکترتون!
ایندفعه هم یاد بهشت افتاد و آروم آروم گریه کرد و با خودش زمزمه میکرد : خوشا خود سوزی عاشق – خوشا فریاد زیر آب.
پ.ن : تمامی شخصیت های این داستان ساختگی هستند حتی کهریزک!
۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه
لا لا لا لا گل زیتون
بابات رفته توی زندون
توی زندون نمیدونی
چه ها کردن با زندونی
لا لا لا لا گل زیبای مادر
بابات تو آسمونهاست جان مادر
بابات مرد بود، مردونه ایستاد
برای حق مردم جونشو داد
------------------
چه ناسپاسیم ما اگر خانواده زندانیان سیاسی و شهدای سبز را به حال خود بگذاریم.
این خانواده های عزیز، سرپرست خودشونو از دست دادن به یاریشان بشتابیم.
به امید پیروزی : ترانه سر اومد زمستون + دانلود
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوهها لاله زارن، لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو میکارن
توی کوهستون، دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینهاش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
لبش خنده نور
دلش شعله شور
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون، دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینهاش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
اگه امشب اینترنت قطع شد، وعده ما جمعه روز ایران
اگر اینطور شد و حکومت طالبان اینترنت رو فیلتر کرد
۱۳۸۹ شهریور ۹, سهشنبه
من آن موجم که آرامش ندارم
هر مکر و توطئه ای هم کنی ، هر تعداد بیانیه دروغین هم در بالاترین بفرستی که سبزها نیایند ،
مــــــــــا خواهیـــــــــم آمــــــــد!
به کوری چشم رهبر خونخوارت همه با هم کنار شیخ شجاع خواهیم بود.
من آن موجم که آرامش ندارم - به آسانی سر سازش ندارم
۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه
اندر حکایات شیخ محمود
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزي شيخ در اينترنت به صفحات فيلتر شده مي نگريست و مي فرمود : در اينجا چيزي مي بينم که شما نمي بينيد.
گفتند چه چيز مي بيني يا شيخ؟
فرمود : آزادي مطلق !
و مريدان گريستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شيخ را گفتند نياز به مسکن کم شده.
شيخ بگفت : و نياز به قبر زياد !
و مريدان گريستندي.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزي شيخ را گفتند چرا هواشناسي دماي هوا را کم اعلام همي کردندي ؟
گفت : از براي اينکه مردمان خنک تر گردند.
و مريدان نعره زدند و از هوش رفتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
گفتند قيمت زرد آلو آذربايجان 5000 تومان است.
گفت خب نخريد.
مريدان سر به ديوار کوفتندي.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزي پرسيدند فزودن قيمت گاز از براي چيست ؟
فرمود از براي رونق نساجي و هاکوپيان.
و مريدان همي گريستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزي شيخ از بازار گذر کردي ، گوسفند مذبوحي را ديد در قصابي آويزان و مردمان هيچ يک توان و ياراي خريد نداشت. شيخ فرمود : عمر اين گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.
و مريدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شيخ روزي با مريدان از بازار ميوه فروشان گذر کرد و گيلاسي ديد که کرمي در آن لوليده و به ولع تمام گيلاس همي خورد.
شيخ گريست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگريش . عمري زيستم و نتوانستم چارکي گيلاس بخرم.
دست ما کوتاه و خرما بر نخيل
آسمان و زمين بر ما شده بخيل
و مريدان رم کردند و سر به بيابان گذاشتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزي از شيخ پرسيدند اگر زنان همه چادري و تمام حجاب شوند ديگر چه چيز مردان را فاسد کند ؟
گفت : دماغ زنان !
و مريدان فغان کردند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
در ظهر تابستاني شيخ فرمود : هوا بس ناجوانمردانه گرم است.
و مريدان گريستند.
شيخ گفت : زقنبوت ! هرچه که من مي گويم که نبايد بگريستيد !
و مريدان غش غش خنديدند!!!!!
۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه
جذب حداکثری و دفع حداقلی مقام معظم!

۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه
نگرانی از وضعیت مردی که شاخ در آورد
الان یه ده سالی هست که این بابا داره با شاخ زندگی میکنه نمیدونم تو این مدت شاخش چقدر رشد کرده و آیا تونسته با اون شاخ زندگی کنه یا داده براش بریدن!
البته اون تشابهی که تو این شایعه به کار رفت به نظر من خیلی زشت بود اما نمیدونم چرا هیچ کس نگفت پس کو نشونش بده ببینیم درسته یا نه؟ و همه باور کردند و آخوندها هم بالای منبر سوژه خوبی پیدا کرده بودند در تاثیر گذاری بر جماعت پا منبری.
جدا فکر می کنم این حکومتیها خودشون هم میدونن این حرفا خرافاته برای همین هنگام بازجویی بدون ترس از شاخ درآوردن فحش های ناموسی به خدا و پیغمبر و امامی میدن که در پای روضه هاشون خودشون رو سگ اونها میدونن.
این حکومت فروشنده زبر دستیه برای افراد جاهل پا منبری از مظلومیت حسین میگه و برای آدمای مبارز مذهبی فحش به حسین و برای مبارزان غیر مذهبی باتومشو میکشه بیرون و 30 ساله این طوری تونسته دوام بیاره.
این معادله وقتی به هم میخوره که کاری کنیم برای پامنبری ها باتوم بکشه ، برای غیر مذهبی ها فحش به حسین بده و برای مذهبی ها از مظلومیت حسین بگه. اون وقت میشه گفت مشتریانش رو از دست داده و رو به زواله.
شما هم می توانید با قلم هایتان در جهت به هم خوردن این معادله تلاش کنید یا اینکه بر عکس به نفع حکومت قلم بزنید، انتخاب با شماست.
۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه
جنگ رژیم با آمریکا بهتر است یا سازش
چیزی که این وسط ارزش ندارد جان و مال مردم است به طور خلاصه میخواهم عاقبت جنگ و سازش کودتاگران و آمریکا را در ذیل بیاورم:
جنگ با آمریکا و اسراییل گزینه ناگزیری است چون سران ایران و اسراییل با تفکر آخرالزمانی خود میخواهند زمینه ساز آرماگدون شوند. آمریکا ایران اتمی را نمی تواند تحمل کند و ایران هم برای تکمیل شدن قدرتش ناگزیر از اتمی شدن است حال به هر قیمتی.
چیزی که در سخنان سرداران سپاه زیاد به چشم میخورد گسترده شدن آتش جنگ در صورت حمله آمریکا به ایران است که مشخصا منظور اسراییل است حال که این سرداران احمق نیستند و میدانند که اسراییل در صورت به خطر افتادن موجودیت به راحتی می تواند به ایران حمله اتمی کند و آنوقت از ایران چیزی باقی نمی ماند نه من نه شما نه برادران ساندیس خور.
اینکه اسراییل مشتاق حمله به ایران در این برهه از زمان است اینست که مطمئن است ایران هنوز بمب اتم ندارد و نهایتا بتواند به اسراییل حمله موشکی کند که با سپر ضد موشک پاتریوت تقریبا صدمه خاصی نمی بیند از طرفی ناوگان هوایی ایران هم به قدری فرسوده است که توان مقابله به مثل با هواپیماهای جدید آمریکا را ندارند و از طرفی تعداد هواپیماهای ناوهای جنگی آمریکا بیش از تعداد کل هواپیماهای آماده خدمت ایران است.
گزینه ضعیف سازش سران آمریکا و ایران است سازشی که زمان زیادی طول نخواهد کشید چون تنها باعث خریدن زمان توسط کودتاگران و ساخت بمب اتمی یا تهیه آن از پاکستان خواهد شد با سازش آمریکا و ایران باز هم تنها قربانیان این گزینه مردم هستند . حکومتی که از پشتوانه مردمی بهره مند نباشد ناگزیر است به کشورهای قدرتنمد امتیاز بدهد و در طرف مقابل مردم را سرکوب کند . مطمئنا این نیمچه آزادی هایی هم که در ایران هنوز وجود دارد در آن زمان دیگر نیازی به وجود ندارد، در عوض تمام درآمد کشور صرف تهیه سلاح اتمی خواهد شد تا روزی که جنون افراطی اینها باعث استفاده از آن بمب اتمی شود و ادامه ماجرا هم مانند بالا.
به هر حال با توجه به انزوای ایران در مجامع بین المللی، کم و بیش اجماع جامعه جهانی بر توقف حکومت ایران است توقفی که با تحریم های گسترده فعلا کند شده است اما هنوز و به لطف پول سرشار نفت ادامه دارد.
تنها نکته ای که در این معادلات گنجانده نمی شود قدرت مردم ایران و در واقع جنبش سبز است . اینکه جنبش سبز تا چه حد می تواند حکومت قعلی را کنترل و از صحنه روزگار محو کرده و حکومتی دموکراتیک با سیاستی عاقلانه را بر سر کار بیاورد و افکار پلید انجمن حجتیه را به طور کامل حذف کند.
به نظر من نه جنگ به نفع مردم است نه سازش و تنها ابزار برای حفظ ایران و ایرانی حذف حکومت نظامی اسلامی ایران است و بس.
۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه
ما روزه میگیریم یا روزه ما را میگیره؟
روزه بعدی من روزه شکر نابودی دیکتاتوری است.
روز قدس را روز آزادی میهن خواهیم کرد. همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.
۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه
آیا من هم همجنسگرا هستم؟ تست خود شناسی
1- آیا خود را چشم پاک می دانید؟
2- آیا ادعا میکنید که اگر با جنس مخالف خود تنها باشید حتی نگاه هم بهش نمی اندازید؟
3- آیا دوستی با دختر را تا همین چند وقت پیش بد می دانستید؟
4- آیا از بوسیدن دوست دختر خود شرم دارید؟
5- آیا موقع دیدن یک دوست قدیمی او را بغل می کنید و می بوسید؟ آن هم سه بار؟
اگر جواب همه یا اکثر این سوالات مثبت است بدانید که شما فقط یک دهه شصتی هستید، پس نگران نباشید هم جنس گرا نیستید ولی سعی کنید دیگر اشتباهات بالا را مرتکب نشوید.
۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه
ما مسلمانیم؟
مسلمانی چیست؟ مسلمان کیست؟
اسلام جز تسلیم بودن در برابر خداست؟
چند نمونه ذکر می کنم بعد خودتان قضاوت کنید مسلمان هستیم یا نه.
اولین اصل از اصول اسلام چیست؟ توحید
توحید یعنی پرستیدن خدای یکتا . یعنی برای گشایش در کارها به او توکل
کنیم و او را بخوانیم.
خودش فرموده: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
آیا ما مردم ایران، کارها را با بسم الله شروع می کنیم؟
تا حالا چند بار قبل از شروع غذا خوردن بسم الله گفتیم و بعد از آن خدا
را بابت این نعمتش شکر گفتیم؟
آیا مواقع سختی با خدای خود صحبت می کنیم و از او مدد می خواهیم؟
یا دست به دامان ائمه می شویم؟ خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است
فراموش کرده و راه چند هزار کیلومتری را میرویم تا پابوس آقا امام
حسین(ع) و به نظر خودمان هم خیلی دیندار و مسلمانیم و نذرمان چیست ؟ بچه
دار شدن!
وقتی خدا نعمتی به ما میدهد به جای شکر خالق، آن موفقیت را از زرنگی ،
تلاش یا شانس خود می دانیم ولی وقتی بلایی می آید هزاران کفر را نثارش می
کنیم.
چه کفری بالاتر از علی و حسین را خدا خواندن؟
شبی پیش خدا بگریستم زار
مسلمانان چرا زارند و خوارند
ندا آمد نمی دانی که این قوم
دلی دارند و محبوبی ندارند
خدا فرموده انسانها با هم برابرند. آیا ما دیگران را با خود برابر می دانیم؟
صبح تا شب به کسایی که ماشین بهتر از ما سوارند فحش ناموسی میدیم ، جلوی
پولداران خم و راست می شویم و سهم فقیران از سخاوتمان نگاه چندش آورمان
است.
به راستی ارزش انسانها در نظر ما چیست جز پول و قدرت؟
در ایام اعتکاف به مسجد میریم و چند روز قرآن به سر میگیریم و موقع
برگشتن به ناموس مردم به چشم یک روسپی نگاه میکنیم، قرآن را هم بر
میگردانیم به کنج خلوت خویش.
وقتی یک غیر مسلمان به مقدساتمان توهین میکنه رگ غیرتمان متورم میشه ولی
برای 100 تومن سود حرامتر ، به راحتی قسم خدا و پیغمبر و ابوالفضل را
میخوریم.
عادت کردیم به دروغ گویی (به راستی مگر پیامبر (ص) نگفته دروغگو دشمن خداست؟)
عادت کردیم به حرامخواری، مال مردم خوری ، ربا، ریا، نزول، فحشا و ...
عادت کردیم جلوی نام پیامبر و امامان حتما (ع) و (ص) و (س) بذاریم اما
دریغ از یکبار خواندن نهج البلاغه و قرآن.
کاپیتولاسیون جمهوری اسلامی - کاش من هم آمریکایی بودم
چرا جوانان بیگناه این سرزمین باید هر روز تحقیر شوند چرا دختران ایران را به جرم لاک ناخن به خاک و خون می کشید؟
چرا به جرم موهوم سیاسی و به جرم فکر کردن ، هر چه لایق خود و خانواده نداشته تان است به جوانان می گویید؟
چرا به زندانی ایرانی تجاوز می کنید ، شکنجه می کنید ، فحش های ناموسی می دهید؟ ناموسش را جلوی چشمانش هتک حرمت می کنید؟ چرا اسیران ایرانیتان را لخت مادر زاد می کنید؟
منظورتان از رافت اسلامی چیست؟ چرا همش شامل زندانیان خارجی می شود؟
چرا زندانیان خارجی هر روز شاد تر و چاقتر می شوند و زندانیان ایرانی هر روز بیمارتر و رنجور تر؟
چرا جاسوسان ایرانی با گل وشیرینی و کت و شلوار بدرقه می شوند و اسیران وطنی با وثیقه های میلیونی؟
چرا جاسوسان حق دیدن خانواده را دارند اما روشنفکران ایرانی ماهها در انفرادی قرنطینه می شوند؟
چرا متجاوزان خاک ایران شاد و سر زنده با هواپیمای اختصاصی بدرقه می شوند و اسیران ایرانی غریبانه به خاک سپرده می شوند؟
چرا جان ایرانی را پست تر از جان خارجی می دانید؟
۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه
ایران 40 سال بعد
چند روز پیش عکسی دیدم از کابل 40 سال پیش و کابل امروز.
واقعا ناراحت کننده است که چطور یک کشور آباد در اثر زیاده خواهی و افراطی گری گروهی این چنین نابود شده.
یاد کشور خودمون ایران افتادم که چطور عده ای افراطی با اسلام نوع طالبانیشان اما در قالب شیعه آن ایران را به سمت نابودی می کشانند.
آیا این تصویر نمی تواند تصویر 40 سال بعد ایران باشد؟
پ.ن: دوستانی که همه مشکلات را در شیعه یا سنی میدانند، افراطی گری نه به شیعه و سنی ربطی دارد نه به مسلمان و غیر مسلمان بودن.
اگر مردم افغانستان همان اول که گروهک طالبانی اعلام موجودیت کرد از آنها نمی ترسیدند و جلویشان را می گرفتند الان وضع بهتری نداشتند؟



